خرید بک لینک

داستان قدیمی آن پیرمرد که می خواست شلغم را بیرون بکشد و دست میبرد به برگهای شلغم و همسر ایشان شال کمر شوهرش را میگیرد تا کمک کند باهم شلغم را بکشند بیرون و میخواندند: بیا بیا بیرون بیا از دل خاک بیرون بیا از این طرف یا اون طرف بیرون بیا از دل خاک بیرون بیا...

گوشتم تمام شده بود یاد شلغم افتادم.

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34

HMKamran: ⭕️شش تکنیک مخوف تروریست های سازمانی آیا شما یک تروریست سازمانی هستید؟ تروریست های سازمانی کسانی هستند که خلاقیت و نوآوری را در سازمان می کشند. چگونه؟ آن ها اجازه نمی دهند که ایده های خلاقانه پرورش پیدا کنند، مطرح و عملیاتی شوند. آنان به افرادی که ایده می دهند مشکوک هستند که هدفشان چیست؟ نکند می خواهند جای آنان را تصاحب کنند؟ تروریست ها نه لباس ویژه ای می پوشند. نه قیافه خشنی دارند. نه سیگار برگ می کشند و نه در اتاق های تاریک جلسات ویژه برگزار می کنند. تروریست ها همه جا هستند حتی در بین کسانی که این مطلب را می خوانند. بله! من و شما نیز می توانیم تروریست سازمانی باشیم. در ادامه شش تکنیک کشتن بدون خونریزی تروریست های سازمانی را بخوانید: 1. تکنیک این که تکراری است: هرگاه ایده ای جدید مطرح شد می گویند این ایده تکراری است و کسی قبلا ایده مشابهی را ارائه کرده است! 2. تکنیک چرا قبلا نه: اگر معلوم شد که هیچکس قبلا چنین ایده ای نداده می گویند حتما دلیلی داشته که هیچ کس چنین ایده ای نداده. 3. تکنیک تعویق: در مورد ایده تصمیم گیری نمی کنند. می گذارند ایده دهنده خسته شود. 4. تکنیک

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34

شدیدا به آقای دونالد ترامپ بابت پیروزی باور نکردنی در ریاست آمریکا تبریک میگویم، دونالد جان شما انقلابی ترین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در کل تاریخ هستید و روی این موضوع میتوانید مانور دهید چون رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران خود را انقلابی میداند و نه سیاسی. و در واقع دونالد انقلابی میتواند آمریکا را نجات دهد از هر لحاظ، و حالا ایران و آمریکا میتوانند کاملا انقلابی تو سر هم بزنند و بسیار امیدوارم که یک درگیری جدی بین ما پیش بیاید که رژیم اسراییل لابلای این درگیری کاملا نابود شود و این دیگر خیالپردازی نیست، بچرخ ای اسراییل تا گوشت چرخ کرده بشی از فلسطین تا بریتانیا تا آمریکا...

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34

وقتی همه چیز ته میکشد، دلم را می کشد، ظرفیت من وقتی به جیبهای سوراخ یا کیف پول خالی پیوند خورده است دیگر چه میماند؛ خنک آن قمارباز که بباخت هر آنچه بودش// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر... خوش به حال این قمار باز کم کمش آدم با ظرفیتی است. بی ظرفیتها بدرود.

برچسب: ظرفیت درونی انسان,افزایش ظرفیت درونی, نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34

طوری که وهابیها و سعودیها انسانها به ویژه مسلمین را میکشند مرا بر این داشت که این موجودات موذی را به قتل برسانم. اول باید مطمئن شوم هدف درست است، بعد باید روشی خلاقانه ابداع کنم که این سوسکها را بی هیچ مدرک جرمی از بین ببرم، بعد تعداد و نوع درجه اهمیت مهم است. من که بیکار هستم و هیچ جایی اسمی از من نیست حداقل در هفت سال اخیر، البته همکار نمیخواهم. قتل بشر بزرگترین گناه است ولیکن کشتن یک پشه، عقرب و مار سمی هیچ اشکالی ندارد. فعلا بروم فکر کنم، یک، نقشه بکشم، دو، برنامه ریزی کنم، سه، اقدام غیر قابل پیگیری انجام دهم، چهار و پنج و شش باشد برای خودم. محتاج دعای شما انسانها هستم.

برچسب: از امروز کاری به فردا ممان, نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34

شبکه استراتژیست: ⭕️من یک روسپی ام! در یکی از سریال های بریتانیایی جمله ای بین دو بازیگر رد و بدل شده که برای من تکان دهنده بود: گریس: تو فکر کردی من یه روسپی ام!! تامی: همه ما روسپی هستیم گریس! فقط بخش های مختلفی از وجودمون رو میفروشیم. یکی فکرشو می فروشه، یکی شعورشو، یکی انسانیت ... بگذارید نکته نهفته در این دیالوگ کوتاه اما بسیار مهم را باز کنم. مشکل از کجا شروع شد؟ ممکن است ریشه این مساله آن باشد که ما بین کار و زندگی تفاوت قایل شدیم. یعنی به این جمع بندی رسیدیم که باید کار کنیم تا پول در بیاوریم و سپس این پول را در جایی دیگر خرج علایق مان کنیم: آفرینش (هنر)، تفریح (ورزش و ...)، معنویت و با هم بودن و رشد فردی. بنابراین سازمان ها جایی شد برای آن که خودمان را بفروشیم. یکی وقتش را، یکی اعتبارش را، یکی دانشش را و یکی ارتباطاتش را و یکی توانش را و در ازای آن پول در بیاوریم و آن را صرف زندگی کنیم. انگار ما کار می کنیم که بتوانیم زندگی کنیم. اما مساله این جاست که کار به همین جا ختم نشد. عده ای شروع کردند به فروختن چیزهای دیگر یعنی شعور، شرافت، وجدان و انسانیت. مهندس ساختمانی که ناظر ک

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34

صفحه بندی