داستان قدیمی آن پیرمرد که می خواست شلغم را بیرون بکشد و دست میبرد به برگهای شلغم و همسر ایشان شال کمر شوهرش را میگیرد تا کمک کند باهم شلغم را بکشند بیرون و میخواندند: بیا بیا بیرون بیا از دل خاک بیرون بیا از این طرف یا اون طرف بیرون بیا از دل خاک بیرون بیا...
گوشتم تمام شده بود یاد شلغم افتادم.
برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34
برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34
برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34
وقتی همه چیز ته میکشد، دلم را می کشد، ظرفیت من وقتی به جیبهای سوراخ یا کیف پول خالی پیوند خورده است دیگر چه میماند؛ خنک آن قمارباز که بباخت هر آنچه بودش// بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر... خوش به حال این قمار باز کم کمش آدم با ظرفیتی است. بی ظرفیتها بدرود.
برچسب: ظرفیت درونی انسان,افزایش ظرفیت درونی, نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34
برچسب: از امروز کاری به فردا ممان, نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34
برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 23:34